هیچ خبر خاصی نیست...
سلام به همگی خیلی وقته که اینجا سر نزده بودم و چیزی ننوشته بودم نه اینکه خبری نباشه خبر که همیشه هست ولی خبر خاصی نیست... کار و زندگی و مشکلاتش که الان تقریبا همه, همه جوره درگیرش هستن...تو این اوضاع بیکاری منم زدم تو کار ترجمه مقالات تخصصی رشته خودم و تقریبا الان حدود 6 ماه هست که به طور کامل این کار تبدیل به شغلم شده خیلی دوستش دارم با اینکه کار خیلی سختیه ولی من خیلی ازش لذت می برم و تصمیم دارم این کار را ادامه بدم و کمی زبانم رو بیشتر تقویت کنم ... تو این مدت که اینجا نبودم خیلی اتفاقهای ریز و درشت تو زندگیمون افتاده... مهم ترین اونها هم یک اقامت چند ماهه در ترکیه و کار همسرم برای یک شرکت خارجی به عنوان مهندس اتوماسیون بود که متاسفانه به دلیل عدم عملکرد اون شرکت به تعهداتش ما فعلا به ایران برگشتیم و داریم کارهامون رو راست و ریست می کنیم... از کانادا هم هیچ خبری نیست و هنوز وضعیت پرونده مون این پراسس است و هیچ تغییری نکرده ... دیگه حس و حال مهاجرت هم که با این قیمت دلار و کاهش ارزش ریال به کلی از سرمون پریده ... البته شاید از سر من... چون یکی از بزرگترین آرزوهای همسرم کار به عنوان مهندس اتوماسیون برای یکی از شرکت ها یا بهتر بگم برندهای قدر دنیاست..
پسرم هم امسال کلاس دوم هست و متاسفانه با سنگین شدن مباحث درسی و سر فصل دروس نمی دونم این نظام آموزشی تا کجا پیش می ره و فقط مغز بچه ها را شستشو می دن بدون تفریح و امکانات تفریحی لازم ... از بخت بد ما هم با اینکه پسرم در یکی از مدارس بنام درس می خونه امسال مدرسه به کل افت کیفی زیادی داشته و نه از معلم و نه از محیطش اصلا راضی نبستم و واقعا نمی دونم چی کار کنم حتی می خواستم به کل مدرسه رو عوض کنم ولی با مشورت با چند اهل فن گفتن که وسط سال اصلا فکر خوبی نیست و به بچه صدمه وارد می کنه ... هر روز تا 12 نصف شب فقط جنگ اعصابه که بنویس و بنویس و بنویس... خیلی پسرم بی مسئولیت شده و همش فکرش پیش بازیه...
خلاصه که زندگی همه جوره تو خونه مون جریان داره و باز هم منتظریم منتظر خیلی از خبرها و روزهای خوش ... برای همتون بهترین ها رو آرزو می کنم همیشه و هر جا که هستین پیشاپیش شب یلداتونم مبارک
مواظب خودتون باشین ...